رفتار و گفتار و پندار بد= بوی بد= تداوم اندیشه های منفی
ساعت ۸:۱٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٤ 

  در تحقیقات جدید روانشناسان اشخاصی که در طی روز با بوهای بد سر و کار دارند در رهایی از افکار منفی با مشکل مواجه هستند و همواره در هجوم افکار منفی و منفی بافی و بدبینی و تردید قرار دارند.و بلعکس کسانی که در طول روز با بو های خوش مواجه هستند در رهایی از افکار منفی موفق ترند و نسبت به دیگران مثبت اندیش ترند.و اینجاست که باز یاد اسلام و پیامبر بزرگ اسلام میافتیم که همواره بوی خوش و عطر استعمال میکردند و بر نظافت و پاکیزگی تاکید میکردند و همه میدانیم چقدر ایشان مثبت اندیش بودند و همواره لبخند بر لبان داشتند و باز یاد تعالیم الهی در قرآن میافتیم که خدا میفرماید که همانا بدگمانی بعضی اوقات گناه است وپندارتان همواره بر دیگران مثبت باشد و رفتار نیکو انجام دهید ایمان در بسیاری آیات کنار عمل صالح قرار میگیرد و باز تاکید شده سخن لغو و بیهوده نگویید خداوند در رفتار و گفتار و پندار بد بوی بدی قرار داده است که کسانی که به این ها مشغول باشند بوی بد رو هر روز استشمام می کنند و مطمئنا افرادی منفی نگر و بدبین خواهند بود.اما کسانی که رفتاری صالح و پاک دارند به خداوند نزدیک اند و همواره بوی خوش اعمالشون به آنها می رسد و با بوی خوش رفتارشان به راحتی مثبت می اندیشند و میوه مثبت اندیشی سعادت دنیا و آخرت است.


 
هر چقدر تو برای خدا وقت بگذاری خدا برای تو وقت میگذاره( قانون جذب واقعی )
ساعت ۸:٥٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٩/۱٦ 

وقتی از خواب بیدار میشیم روز ما شروع میشه.اولین کار مهمی که بعد از شروع روز انجام میدیم میتونه کاری باشه که ما با اون کار برای خدا وقت گذاشته باشیم یا کاری باشه که اینطور نباشه.اگه از نوع اول باشه در طول روز اون به ما بر میگرده و خدا چندین برابر اونی که ما برای اون وقت گذاشتیم برای ما وقت میگذاره و دنیا و موجودات و انسان ها و حتی اشیا همه در جهت اهداف ما حرکت میکنند.اما اگه  در اولین کار در شروع روز برای خدا وقت نگذاریم چکونه انتظار داریم در طول روز خدا برای ما وقت بگذاره.چطور وقتی نقش همسر برادر و خواهر و یا دوست  رو در زندگی بازی میکنیم همواره به رفتار متقابل طرف مقابل نگاه می کنیم و در بیشتر موارد در مقابل عمل او عکس العمل انجام میدیم. آیا بی انصافی نیست که خدا کاری به عمل ما نداشته باشه و همواره رفتار ثابتی در برابر ما داشته باشه؟ بعضی مواقع ممکنه برای دوست خودمون بیشتر از اونی که اون برای ما کار انجام میده کار انجام بدیم ولی همه ما قبول داریم که خدا اینگونه نیست و همه ما اطمینان داریم که اگه برای خدا وقت بگذاریم او هم برای وقت خواهد گذاشت.همه افراد بشر در سرتاسر کره زمین خواسته ها و آرزوهایی دارند. اما خداوند فقط خواسته ها و آرزوهای کسانی رو برآورده میکنه که برای خدا وقت گذاشته اند.پس بیایید برای خدا وقت بگذاریم روز خود رو با حرف زدن با او با اتصال به او با نماز زیبا و خوندن قرآن شروع کنیم.در طول روز برای او وقت بگذاریم و خیلی کارها رو نکنیم.گره گشا باشیم.هر کاری از دستمون برمیاد برای دیگری انجام بدیم و در ظهر و شب در نمازها برای خدا وقت بگذاریم.بعد در پایان شب محاسبه کنیم در این چند ساعت که بیدار بودیم چقدر برای خدا وقت گذاشتیم و چقدر برای غیر خدا وقت گذاشتیم.چون اگه برای غیر خدا وقت بگذاریم  نیروهای اهریمنی و شیطانی برای ما وقت میگذارن و میوه وقت گذاشتن اونها ایجاد نحوست و بدبیاری های پیاپی و پسرفت و بجای پیشرفته.اگه واقعا دوست داریم آرزوهامون برآورده بشه تنها راهش وقت گذاشتن برای مالک جهان است چون همه تحت مالکیت خداییم و سند مالکیت  ما و همه  اون چیزهایی که میخواهیم  پیش خداست.

 


 
چقدر مراقب روح و روانمان هستیم؟ پیشگیری از احساسات ناخوشایند
ساعت ۳:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٥/٢۸ 

همه ما از بیماری های جسمی می ترسیم و سعی می کنیم با رعایت بهداشت از ایجاد بیماری های جسمی جلوگیری کنیم. مثلا با شستن دست ها یا مو ها برای این که دچار ریزش مو نشویم. اما برای این که احساس نا امیدی یا غم و اندوه در ما ایجاد نشود چقدر سعی کردیم تا پیشگیری کنیم؟ اصلا تا به حال بهش فکر کردیم که از ایجاد احساسات منفی یا نا امیدی یا کلا حال بد در خودمان جلوگیری کنیم؟ شبیه کارهایی که برای مراقبت از مو ها یا بدنمان انجام می دهیم؟ متاسفانه نه تنها به این امر مهم فکر نکردیم.که هیچ.بلکه یک عینکی بر چشمان ما وجود دارد که باعث میشه ما به این تفکر مداوم معتقد باشیم که احساس و حالی که داریم کاملا نرمال و طبیعی هست و انسان ها همه همینجور هستند و قسمت های زیادی از شبانه روز باید حالشون گرفته و نا امید و افسرده باشن. در حالی که واقعیت چیز دیگری است.واقعیت این است که چرا ما اصلا باید در روز افسردگی و نا امیدی را تجربه کنیم؟ علت اینکه باید اینو تجربه کنیم چیه؟ روند طبیعی زندگی؟اگه به این معتقد باشیم یعنی خدا ما رو اینجور آفرید که مثلا حداقل در طی روز ۵ یا ٨ ساعت افسرده باشیم؟  فکر نکنم. شما هم نظرتونو بگین.

اما مراقبت و پیشگیری از افسرده شدن شبیه پیشگیری از سرما خوردگی هست.شما در فصل سرد با پوشاندن بدن خود و با افزایش ضریب ایمنی بدن از طریق وارد کردن ویتامین ث. خب برای پیشگیری از افسردگی روحتان را از افسردگی بپوشانید.ویروس افسردگی از دو جا به شما صدمه می زند.:١- داخل: نگذارید افکار منفی آنقدر در ذهن شما ریشه بدواند که هر موقع بخواین مثبت فکر کنید . فکر کنید که دارید اشتباه و غیر واقعی فکر می کنید و فکر منفی برای شما واقعی جلوه کند.عادت به منفی بافی را از دست بدهید.٢- از خارج: مثل سرما در سرما خوردگی.یه فیلم بد. یه سریال بد.یه آدم منفی باف.یه آهنگ بد. همه اینها حامل ویروس افسردگی هستند.پس روحتان را از این ها بپوشانید.

اما ویتامین ث ضد افسردگی و احساس بد هست. اما به قول مولوی در پناه حق باید گریخت. منظور این عارف بزرگ چه بوده . پناه آوردن برای جایی است که انسان احساس خطر میکنه. بنابراین از شر همه بدی ها از جمله احساسات بد باید به خداوند پناه برد.یاد خدا پیوسته و به طور مداوم ضریب اطمینان ایمنی روح ما رو در مقابل احساسات بد بالا میبره.همانطور که ویتامین ث دستگاه ایمنی مارو مقابل سرماخوردگی تقویت میکنه.بیایید از ایجاد احساسات ناخوشایند برای خودمان جلوگیری کنیم.


 
اول در ذهنت بساز بعد در بیرون ذهنت آنچه در ذهنت ساخته ای ببین
ساعت ۱۱:٠۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٥/٢٦ 

ببین هر چیزی که میخوای. هر چیزی که دوست داری به اون برسی. هرچیزی که برایت مطلوب هست. اولین قدم در رسیدن به اون چیز این هست که اون رو در ذهنت ایجاد کنی.مثلا شما میخوای پولدارترین فرد شهر خودت بشی.خب در ذهنت این رو اول ببین. یعنی چشمانتو ببند و ببین که الان با یه  بنز چیر من از خیابان های شهر در حال حرکت هستی. خب الان وارد خونه ات در بالا شهر شدی.رفتی توی خونه و بقیه قضایا. این یکی از قوانین آفرینش هست که تا ذهنت نتونه تصویر آرزوی تو رو بسازه. مطمئن باش که بیرون ذهنت هیچ آرزویی محقق نمیشه.همه چیز ممکن هست آرزوی ما بشه. مثلا گذر از افسردگی. خب در ذهنت این تصویر رو ببین که حالت خیلی خوب هست و همش داری میخندی و همه کار هایی که یه آدم شاد انجام میده. دو زمان هست که تصویر سازی ذهنی قدرت بیشتری داره. یکی موقع خواب و در رختخواب. و یکی موقع صبح که حالت خواب و بیدار هستی. در این دو زمان چشمانتو ببند و آرزوهای خودت رو ببین. مثل یه فیلم سینمایی که نقش اولش خودت هستی. و یه حالت دیگه که خیلی تصویر سازی قدرت داره. زمانی هست که داری قدم میزنی فرضا به سوی محل کار یا خونه یا هر جایی که داری میری و در حالت قدم زدن هستی. خب وقتی قدم میزنی خودت رو پولدارترین فرد شهر بدون.یکبار دیگه هم تاکید میکنم که تا در ذهنت ایجاد نکنی انتظار نداشته  باش که در بیرون ایجاد بشه. هر چقدر تصاویر ذهنت شفاف تر و واضح تر و به حالت واقعی نزدیکتر باشه یعنی به رسیدن در عالم واقعیت نزدیکتر هستی و این آرزو زودتر در واقعیت ایجاد میشه. اگه شفاف نیست باید بیشتر تمرکز کنی و بیشتر تصور بکنی تا واضح تر بشه. البته نه در یک روز و یک شب. بلکه در زمان های متوالی.


 
رادیو ذهن شما رو چه موجی هست؟
ساعت ٥:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٥/٢٠ 

فکر کنم وقتی بیداریم همش پی در پی داریم فکر می کنیم.خب این افکاری که پی در پی در ذهن ما حلول میکنن. ممکنه یا باعث آرامش یا باعث اذیت ما بشن به خاطر همین روانشناسان افکار ما رو به دو دسته مثبت یا منفی تقسیم کرده اند.ببینید میخوام مساله رو خیلی خیلی ساده و روان مطرح کنم. شما ممکنه تلویزیون میبینید یا رادیو گوش میکنید. به هر حال ممکنه یه برنامه ای رو پخش کنه که شما خوشتون نمیاد. چه کار میکنید؟ بله معلومه چه کار میکنید کانال رو عوض می کنید. خب همین مساله در مورد ذهن شما هم صادق هست. گفتم همش ما در حال فکر کردن هستیم. پس وقتی احساس خوبی نداریم.وقتی حالمون خوب نیست. یعنی کانال ذهن ما رو شبکه غم یا شبکه هیچ وقت اونجور که میخوام نمیشه یا شبکه اصلا فکرشو نکن که حالت خوب میشه و مثل این شبکه هاست.خب چرا داری برنامه های این شبکه های مزخرف رو تحمل میکنی؟ مثل تلویزیونت که کانال رو عوض میکنی. کانال ذهنتو هم عوض کن.آره سوئیچ کن به شبکه امید یا شبکه مطمئنم که موفق میشم یا شبکه خوشبختم چون خدا دوستم داره.ببین همه دنیای ما ذهن ماست. ذهن ما اینقدر رو شبکه های غم و اینجور کانال های مزخرف مونده که سختش هست بره تو کانال های خوب.یه راه موثر برای  رفتن به کانال های خوب برات دارم. شبا وقتی می خوابی یه منظره خوبو ببین که داری توش قدم میزنی. نمیدونم می خواستی چی بشی. ولی خیال کن تو اون منظره زیبا همونی هستی که میخواستی. حالا آروم بخواب.با همین فکر. نذاری فکرهای بیخودی بیاد تو سرت. با همون منظره خوب با این فکر که به آرزوهات رسیدی. اون موقع فرداش وقتی بخوای بری رو کانال های خوب برات راحت تر میشه.


 
ده روش برای تغییر فکر ( رهایی از افکار منفی پلی بسوی مثبت اندیشی )
ساعت ٩:٠٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٥/٩ 


1- خطاهای شناختی را بررسی کنید. افکار منفی خود را بنویسید تا نوع خطا های شناختی خود را بیابید.

2- نشانه ها را بررسی کنید به جای آن که فرض را بر درست بودن افکار منفی خود بگذارید.نشانه های واقعی آن را بررسی کنید. برای مثال اگر احساس می کنید هرگز کاری را درست انجام نداده اید می توانید یک لیست از تمامی کار هایی که درست انجام داده اید را تهیه کنید.

3-روش معیار دوگانه: به جای آن که خود را بی رحمانه تحقیر و سرزنش کنید با همان مهر و محبتی برخورد کنید که با دوست خود اگر این حادثه برایش اتفاق می افتاد گفت و گو می کردید.

4-روش تجربی : اعتبار اندیشه منفی خود را آزمون کنید. مثلا اگر در حالت اضطراب نگران حمله قلبی هستید می توانید کمی ورزش و نرمش کنید تا از سلامت قلب خود مطمئن شوید.

5-اندیشیدن در سایه های خاکستری: برای مشکل پیش آمده امتیازی بین صفر تا صد قائل شوید.زیرا هیچ مشکلی نه امتیاز صفر دارد نه صد.به جای این که خود را شکست خورده تمام عیار بدانید .مشکل را به طور نسبی بررسی کنید.

6-روش بررسی : از دیگران سوال کنید تا از واقع بینانه بودن افکار و تلقی های خود مطلع گردید. مثلا اگر معتقدید که اضطراب سخنرانی در حضور دیگران غیر طبیعی و مایه خجالت است از دوستان بپرسید آیا آن ها هم در مواقع مشابه احساس اضطراب کرده اند.

7- تعریف واژه ها : وقتی به خود بر چسب حقیر نادان و یا بازنده می زنید از خود بپرسید نادان یا بازنده چه معنایی دارند وقتی فهمیدید بازنده بی مفهوم است احساس بهتری پیدا می کنید.

8- روش علم معانی : خیلی ساده از زبانی استفاده کنید که بار عاطفی کمتری داشته باشد. این روش برای برخورد با عبارت های باید دار مفید هست. به جای گفتن نباید این اشتباه را می کردم بگویید اگر این اشتباه را نمی کردم بهتر بود.

9-نسبت دادن مجدد: به جای آن که بی دلیل فرض را بر بدی خود بگذارید و خویشتن را به خاطر مشکل پیش آمد کرده سرزنش کنید به عوامل بسیار متعددی که این مسئله را ایجاد کرده اند بیندیشید. به جای سرزنش خویش به حل مسئله بیندیشید.

10- تحلیل سود و زیان : امتیازات و زیان های یک احساس ( مانند عصبانی شدن از تاخیر قطار ) یک فکر منفی ( مانند هر قدر تلاش کنم بی فایده است ) و یا یک انگاره منفی ( مانند پر خوری و خوابیدن در رختخواب در وقت افسردگی ) را فهرست کنید. همچنین می توانید از روش تحلیل سود و زیان برای اصلاح باورهای مخربی از نوع من همیشه باید کامل و صد در صد بی عیب و نقص باشم استفاده کنید.

توضیح : برای دستیابی به جدول خطاهای شناختی  آن را در نوشته (. اگه دوست داری بدونی چرا لذت نمی بری حتما بخون (  پیدا کن.

( منبع : کتاب از حال بد به حال خوب نوشته دکتر دیوید برنز ترجمه مهدی قراچه داغی )


 
راهی برای جوان ماندن فکر و جسم ( طبیعی باش )
ساعت ۸:٥٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٥/٩ 


انسان مثل هر دستگاه  دیگه ای دارای دو روند طبیعی و غیر طبیعی هست. وقتی دستگاهی دچار روند غیر طبیعی میشه. اصلا نمیتونه کارکردهایی رو که  خالقش براش برنامه ریزی کرده  تا انجام بده رو انجام بده. میشه تقریبا یه چیز بی مصرف. مثلا تلویزیونی که لامپ تصویرش سالمه ولی هیچ کانالی رو نمیتونه بگیره.ما آدما هم اگه روند طبیعی خودمونو از دست بدیم وضع مشابهی داریم. طبیعت ما اون چیزایی هست که تو وجود ما مثل فایل های یک برنامه ( مثل فایل های ویندوز اکس پی ) در وجود ما توسط خدا قرار داده شده. متاسفانه یا خوشبختانه ما مثل ویندوز غیر قابل تغییر نیستیم. تغییر می کنیم. اگه مطابق طبیعت خود رفتار کنیم شادیم. غم را نمی فهمیم.همدیگر رو قلبا بدون توقع دوست داریم. به همه آرزوهامون میرسیم. چون به منبع قدرت  و سلطان بی رقیب گیتی که هر کاری از دستش بر میاد نزدیکیم.یادتون میاد کودکی رو؟ ( همین جوری بودیم نه؟ ) به نظرشما رفتارهای کودکی ما و احساسات ما در اون دوران طبیعی بود یا رفتارها و احساسات فعلی؟ از هر کودکی می خواهی سوال کن اون اصلا لذت نبردن از زندگی رو نمی فهمه. اشتباه نکن .بچه ها بی شعور و نفهم نیستن.علت این که اونا فقط لذت زندگی رو می فهمن .این نیست که اونا مشکلات رو درک نکردن. نه بلکه علت اینه که اونا طبیعی هستن. اونا بیشتر از اونی که مشکلات بخواد آرامشو ازشون بگیره آرامش خودشونو بهم نمیزنن.اونا هنوز راهکارهای اشتباه و نا کارآمد و کاملا مزخرف ذهن ما در مورد برخورد با مشکلاتو یاد نگرفتن.نحوه برخورد اونا با مشکلات طبق طبیعت  هست. بچه ها هنوز تحت تاثیر آموزه های غلط جامعه که بزرگترا به اون عادت کردن .( اونقدر عادت کردن که طبیعت خودشون یادشون رفته ) قرار نگرفتن و بنابراین مطابق برنامه ها پردازشی خداوند که فقط برا ما لذت می خواد دارن عمل میکنن.پس لذت میبرن.همه این چیزایی که برخورد ناصحیح ما رو در برابر مشکلات باعث میشه مثل ویروس هست. ( چون از جنس طبیعت ما نیست و غریبه هست . ) بیایید بیش از این نذاریم که فایل های پردازشی خداوند در وجود ما ویروسی بشه و از بین بره. که اگه بشه از طبیعت خودمون دور شدیم و وارد روند غیر طبیعی خودمون میشیم و لذت رو نمی فهمیم در حالی که کودکی سرشار از لذت بودیم ( بیرون رفتن دستگاه از حالت طبیعی به غیر طبیعی ).منشا همه افسردگی ها خارج شدن ما از چرخه طبیعی زندگیمون هست. پس طبیعی باشیم تا جوان بمانیم تا افکار تازه داشته باشیم و از زندگی لذت ببریم.


 
یک روش بسیار خوب برای غلبه بر احساسات منفی و شاد شدن
ساعت ٧:۳٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٥/۳ 


اگر این روشی رو که می خوام توضیح بدم رو حداقل در مدت 45 دقیقه انجام بدی.مطمئن باش که احساس خوبی پیدا می کنی و اگر این کار  برای تو به صورت عادت در بیاد کم کم به جایی میرسی که احساس منفی نمیتونه در وجود تو راه پیدا کنه.در ابتدا تاکید میکنم باید کارهایی که میگم رو مو به مو انجام بدی. اول باید یک دفتر تهیه کنی و بعد یک خودکار.هر وقت دیدی حالت خوب نیست و احساس غمگینی و نا امیدی می کنی. میای سراغ این دفتر. ( این روش به صورت سوال و جوابی انجام میشه ) . خب سوال میکنی چرا حالت خوب نیست. ( حتما اونی که سوال میکنه باید مثل غریبه ها حرف بزنه . به تو بگه تو . واز الفاظ مخاطب در مقابل تو استفاده کنه.) . در جواب از الفاظ متکلم وحده یعنی من و اینها استفاده کن.تو در هر قسمت جواب سوال های اونو میدی تا.... باید خیلی جزیی به جزیی جلو بری که هیچ چیزی فراموش نشه. بهتره یه مثال بزنم تا ذهنت روشن بشه.

سوال : چرا حالت خوب نیست؟

جواب : چون احساس گناه می کنم.

سوال: چرا؟

جواب :چون آدم بدی هستم

سوال :چرا؟

چواب : چون قلب دوستم رو رنجوندم.

سوال: چرا اینجور فکر میکنی؟

جواب: چون به اون گفتم خیلی آدم مغروری هست و اون چیزی در جواب من نگفت و در درونش ناراحت شد.

سوال:چرا از این حرف که به اون زدی ناراحت هستی؟

جواب: چون دوستم از حرف من ناراحت شده و دیگه منو نمیبخشه.

سوال:آیا ناراحت بودن تو باعث میشه دوستت تو رو ببخشه؟

جواب : نه

سوال: پس قبول داری که اشتباه فکر میکنی؟

جواب:آره

سوال:پس به نظرت چه جوری تو رو میبخشه؟

جواب:این که ازش معذرت بخوام

سوال : پس این کار رو بکن.

جواب : باشه.

ممکنه به این کار ها بخندی یا بگی مسخره هست.  ولی اگر همه ناراحتی ها و احساسات منفی خودتو اینجور به صورت خیلی خیلی جزیی تجزیه و تحلیل بکنی ( تاکید میکنم باید این روش مکتوب انجام بشه ). و حرفایی که  سوال میزنه حرفای منطقی باشه. ( به مدت حداقل 45 دقیقه ). قول میدم خودت طرفدار این روش بشی(.ضمنا در این روش برای این که  سوال منطقی حرف بزنه از جدول خطا های شناختی  که تو همین جا میتونی پیدا کنی استفاده کن. ). این قدر سوال و جواب باید تکرار بشه که خودت توجیه بشی . پس تا توجیه نشدی باید ادامه بدی.