چرا هرچی سعی می کنم نمی تونم از زندگی لذت ببرم؟
ساعت ٧:۱٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٤/٢٩ 


یک علت بیشتر نداره: خودت نمی خواهی از زندگی کردن لذت ببری. میدونم الان یک لیست بلند بالا تهیه کردی و میگی اینا نمیذارن خوش باشم.  تو این لیست تو همه چیز هست از بی پولی از بد شانسی از بیکاری از مشکلات خانوادگی از همین چیزا دیگه.ببین دو حالت وجود داره :1- یا این مشکلات واقعی هستند.2- یا این مشکلات زاییده ذهن تو هستند. ( برای این که بدونی از کدوم دسته هستند حتما کتاب از حال بد به حال خوب دکتر دیوید برنز رو بخون. ) به هر حال اگر از دسته  دوم باشن که  باید اینو  بشینی کشف کنی  و اگه دیدی مشکلت غیر واقعی هست . فکر کنم منطقی این باشه که دیگه رو اون فکر نکنی. اما اگه از دسته اول بود باز دو حالت داره :1- یا تو میتونی اونو حل کنی 2- یا نمیتونی اونو حل کنی. اگه از دسته اول هست خب آدم حسابی چرا نشستی که  این مشکل لذت زندگی رو ازت بگیره . پاشو هدف زندگی ما فقط لذت بردن هست پاشو راه حل پیدا کن و مشکلتو حل کن.اگه از دسته دوم هست که واقعا هیچ راه حلی وجود نداره. اینو تاکید میکنم خوب خوب بگرد و بعد که به یقین رسیدی که راه حلی نیست.خب حالا وضعیت تو میدونی مثل کیه؟ مثل یه آدم تشنه تو یه کویر بی آب و علف. به نظرت این آدم تشنه تو این وضعیت هی به خودش بزنه. غصه بخوره و داد و بیداد بکنه و به زمین و زمان فحش بده  بهتر هست یا این که آرامش خودشو حفظ کنه .  و تمرکز کنه و  امید داشته باشه وضع بهتر میشه؟ اینو صادقانه بگو کدومش بهتره؟ و کدومش لذت بخش تر هست اگه دوست داری از زندگیت لذت ببری؟ این جاست که باید بگم  کارتون جادوگر شهر زمرد رو یادت میاد؟ تو شهر زمرد مردمش فکر می کردند شهرشون سبز هست . بعدا معلوم شد نه شهرشون سبز نبوده بلکه همشون یه عینک سبز رو چشماشون بوده که خیال می کردن شهرشون سبزه. حالا اگه لذت نمی بری بدون وقتی بچه بودی لذت می بردی همش شاد بودی . رنگ واقعی زندگی ما همون رنگ های کودکیه. رنگ لذت. رنگ شادی . رنگ خنده از ته دل.با مرور زمان یه عینک سیاه و تاریک زدیم به چشمامون . حالا همه چیز رو سیاه می بینیم . در حالی که زندگی رنگش عوض نشده .واقعیت تو کودکی ما هست. چرا واقعیتو فراموش می کنیم؟ واقعیت اینه ما اومدیم  ببریم. اومدیم بخندیم و لذت ببریم. همونطور که تو مخیله یک بچه شکست و نخندیدن بی معنی هست. پس تو رو به خدا اون عینک سیاه رو از چشمان قشنگت بردار .زندگی زیباست اگر ببینیم.


 
می خواهم جوان بمانم
ساعت ٧:۱٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٤/٢٩ 


در این که جوان ماندن خوب هست یا بد؟ فکر کنم همه ما آرزومون هست جوان بمانیم .چرا؟ چون جوان زیباست. جوان سر حال هست و هر کاری بخواد میتونه بکنه. اصلا با جوانی میشه از زندگی لذت برد. سوال: چه چیزی ما رو پیر میکنه و جوانی رو از ما میگیره؟ آیا گذشت زمان ما رو پیر میکنه؟ فکر نکنم اینجور باشه تجربه مردم اوکیناوا خلاف اینو ثابت میکنه.چون اونا تو سن 120 سالگی جوان هستند . چرا ؟ چون  تو این سن هنوز می توانند ورزش کنند و بدوند. ( نمی خوام از این حرفم برداشت نژاد پرستانه بکنی ولی بدون که  تو روزنامه نوشته بود که انسان های زیباتر بدن سالمتری دارند. بنابراین ما ایرانی ها که 100 درصد از ژاپنی ها زیباتریم بدن  خیلی قوی تری از اونا داریم ). حالا چرا ما زودتر پیر میشیم؟ چون رفتار ما اشتباه هست. ما مثبت فکر کردن بلد نیستیم . رفتار ما تحت تاثیر عادت هست . عادت ما رفتار مثبت و نگرش مثبت نیست . بلکه بر عکس عادت ما شده نگرش و رفتار منفی. ببین اگر بخواهیم جوان بمونیم  باید تعداد لحظات شاد و لذت بردن رو در زندگیمون رو  افزایش بدیم و تعداد لحظات غم و ناراحتیو به حداقل برسونیم. پس بیاییم از همین امروز یک دفتر تهیه کنیم و در اون رفتار های روزانه مونو با تاریخ اون  با جزییات ثبت کنیم. و به رفتار هامون نمره بدیم. از 100 تا 0 .به بالترین رفتار شاد و مثبت گونه 100 و به رفتار های منفی و غم گونه نمرات زیر 50. بعد که به همه رفتار های روزانه نمره دادیم معدل بگیریم. ببینیم نمره معدل ما در روز فرضا 29 تیر 1387 قبولی آورده یا نه؟ کم کم این عادت در ما ایجاد میشه که خیلی از رفتار ها رو انجام ندیم. بنبراین کیفیت زندگی ما خیلی میره بالا. و مطمئن باش تا سن 150 سالگی عمر میکنیم در حالی که تو این سن از کوه اورست هم میتونیم بالا بریم .( این به علت تفاوت  ما با ژاپنی هاست .) با این رفتار های فعلی به خدا جوان نمی مونیم. پس بیاییم رفتار های خودمونو اندازه بگیریم و هر رفتاری که دشمن جوانی ما هست رو ریشه کن کنیم.


کلمات کلیدی: می خواهم جوان بمانم
 
یعنی واقعا میشه؟
ساعت ۱۱:٠٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٤/٢٤ 

یعنی واقعا میشه صبح.ظهر.عصر.شب. خواب. تو بیداری همش لذت ببریم. واقعا امکان داره؟ من میگم میشه. ببین اگه الان لذت نیست فقط و فقط یک علت داره. میدونی چیه؟ این هست که  نگرش تو به عالم این جوری هست که بقیه آدم ها رو از خودت بیگانه میدونی. بله زندگی میان بیگانگان واقعا سخته . سخته وقتی ببینی یکی دیگه پولدار هست من نیستم.سخته ببینی یکی دیگه بچه دار شده من بچه دار نمیشم. جهمنم میشه برا آدم اگه ببینه یکی دیگه موفق هست من نیستم. این یک طرف قضیه هست . طرف دیگه این هست که من پول دارم. من از هاروارد دکترا دارم. بهترین نقطه شهر زندگی می کنم. ولی بازم  از زندگیم لذت نمی برم .میدونی چرا؟ چون من آدم هستم . تو فایل های پردازش شده توسط خالق هستی تو وجودم این برنامه نوشته شده که تو وقتی لذت می بری که دیگران برای تو کلمه بی معنا باشه . آدم های دیگه خود تو هستند با قیافه و سلیقه های متفاوت. پس با خودت خوب باش. برا خودت خوب بخواه. تا لذت ببری. ببینم مگه میشه آدم برا خودش خوب نخواد. و از موفقیت خودش خوشش نیاد  و از زندگی لذت هم ببره؟ آدم وقتی به خودش لذت بده لذت می بره. وقتی آدم های دیگه رو خودش بدونه و به اونها لذت بده اون موقع با پولهاش با موفقیت هاش لذت می بره.


کلمات کلیدی: یعنی واقعا میشه؟
 
سلامی چو بوی خوش آشنایی به یاران دیده روشنایی
ساعت ۱٠:٢٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٤/٢٤ 

تو این چند وقته که نبودم .خیلی فکر کردم. هنوز هم خیلی کار دارم . ولی وقتی با این همه مهربانی و لطف شما روبه رو شدم. شرمنده شدم.  پیش خودم گفتم دیر به دیر آپ میشم مثلا ١٠ روز یکبار. از این که دوباره با شما دوستان عزیز هم صحبت هستم. خیلی خیلی خوشحال هستم. ضمنا چون اون وبلاگ رو بسته بودم مجبور شدم آدرس وبم رو عوض کنم. دوستان اگه دوست دارن آدرس منو در وبلاگشون به آدرس بالای این صفحه تغییر بدن.


کلمات کلیدی:
 
آیا دنیا محل لذت بردن هست؟ (آیا استعداد من اندازه انیشتین هست ؟)
ساعت ۱٠:٢٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٤/٢٤ 

بارها شنیده ایم دنیا محل مکافات و دار مکافات هست. یا دنیا دار فانی هست. گذرگاه هست. کاروانسرا هست. و این که دنیا محل لذت بردن باشه برای ما قابل هضم نیست.حتی شما که دارید این مطلبو می خونید باور درونی و نهادینه شده ندارید که دنیا محل لذت بردن هست. اما اگر ما بر اساس کتاب آفرینش بررسی کنیم به نتایج دیگه ای می رسیم .ببین همه ما اعتقاد داریم انسان موجود پیچیده و پر از استعداد هست حتی اینو قبول داریم که انسان ها در طول حیا تشون تموم استعداد هاشون بارور نمیشه.حتی کسی مثل انیشتین  با اون همه شکوفا کردن استعداد گفته من از ١٠ درصد مغزم استفاده کردم. پس اینو قبول داریم که انسان کلا فراوان استعداد داره که حتی اگه مثل انیشتین روز و شب کار کنه نمی تونه همه استعدادشو بارور کنه.اما کسی ممکنه بگه مگه همه مثل انیشتین اون همه استعداد دارن؟ من میگم همه ما معتقدیم خدا عادل هست. مطابق عدل اون به همه یه مقدار استعداد داده منتها به یکی مثل انیشتین استعداد فیزیک دان شدن داده به یکی موسیقی دان شدن مثل بتهوون یا   گاس هیدینک برای مربی شدن یا بوگارت برای بازیگر شدن و مثال زیاده.پس استعداد انیشتین با بتهوون و هیدینک و بوگارت یک اندازه است. منتها هرکدوم تو یه رشته. این حکمت خداست اگه همه فیزیکدان میشد ند هم حوصله مردم سر می رفت هم هیچ لذتی برای هیچ فردی ایجاد نمی شد. فکر کنم  دیگه پذیرفته باشید که استعداد شما از انیشتین کمتر نیست.خب با این همه استعداد که کشف نکردی . همین جور آک بند مونده . وجودت هم که مثل ظرف خالی هست. یه ظرف بزرگ خالی. که باید با شکوفایی استعداد هات پر می شد .می خوای از زندگی لذت هم ببری؟  ببینم اگه این دنیا محل پر شدن این ظرف نیست لابد اون نیا محل پرشدنش هست.نه خیر خدا اون دنیا  باز خواستت می کنه میگه چرا این همه فرصت برای لذت بردن بهت دادم. ولی وقتتو تلف کردی رفتی سراغ مزخرفاتی مثل سکس بدون خانواده .اعتیاد. مشروب .اون چیزایی که به نظرت لذت اومد.  مثل سیر شدن با آدامس. در حالی که می تونستی غذا بخوری.لذیذ تر هم بود.نه مضر؟ بیایید نگرشمونو لذت نگر کنیم. لذت های پایان نا پذیر و دائمی. حتی بعد مرگمون بگن انیشتین عجب مخی بود. بوگارت عجب بازیگری بود. یا بتهوون عجب آهنگ سازی بود....  حتی روحمون بعد از مرگ لذت ببره


 
می خوام انیشتین زندگی خودم بشم میشه؟
ساعت ۱٠:٢۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٤/٢٤ 

 

 


 اگه مطالب قبلی رو خونده باشی باید بدونی استعداد تو با انیشتین یک عدد هست .  یعنی عددی مثلا ١٠٠ .ولی  در رمز ژنتیکی انیشتین مقدار ٧٠ از ١٠٠ استعداد فیزیک  ثبت شده. برای  همفری بوگارت ٧٠ تا بازیگری . برای بتهوون ٧٠ تا  موسیقی. برای گاس هیدینک ٧٠ تا  فوتبال . برای شما ؟  پس عدالت در تقسیم استعداد رعایت شده. پس چرا همه موفق نیستند؟  چرا اون  فرد استعداد ٧٠ فیزیک داره اما  مثل انیشتین نیست؟ جواب: اون فرد از لحاظ استعداد مانند انیشتین هست یعنی وقتی اون دو تو سن ۵-۴ سالگی بودن و بازی می کردن هیچ فرقی با هم نداشتن. ولی انیشتین خودشو به کمک سیستم آموزشی پیشرفته آلمان شناخت. البته خیلی زود در سن ١٠ سالگی . ولی اون هرز رفت . به خاطر  هزار ویک دلیل از رشته پزشکی سر در آورد. ممکنه بگی چرا تو آلمان یا جای دیگه  انیشتینی پیدا نشد؟  جواب:  پیدا شد و شناسایی هم شد ولی انیشتین هایی که تنبل بودن . انیشتین هایی که فقط دنبال پول و خوشگذرونی بودن . انیشتین هایی که از کشف فرمول لذت نمی بردن و حال ندارن سراغ کشف فرمول برن .انیشتین هایی که احساس دین به خود و بشریت ندارن چه جور  بشن آلبرت انیشتین معروف در حالی که نمی خوان بدرخشن. برای موفقیت داشتن استعداد شرط هست ولی کافی نیست .  تمرکز.پشتکار. اشتیاق. دنبال پول نبودن. احساس مسئولیت نسبت به خود  عوامل این چنینی لازم هستن تا شکوفا بشن.  در پایان میگم که خیلی مسخره است که این دنیا محل لذت بردن نباشه .اگه لذت نمی بری به خودت شک کن . بدون  که ظرف وجودت هنوز خالیه .   دیر نشده سعی کن ببین چه استعدادی داری که کشفش نکردی ؟   خواهش می کنم خودتو از لذت زندگی محروم نکن


 
اگه دوست داری بدونی چرا لذت نمی بری حتما بخون
ساعت ۱٠:۱٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٤/٢٤ 

فکر کنم  علت اصلی که از زندگی لذت نمی بریم این هست که درست فکر نمی کنیم .  هر احساسی داریم به خاطر درک ما از وقایع هست .علت درست فکر نکردن ادراک نا صحیح ما هست.می خوای خطاهای ادراکی رو بشناسی ( منبع :  کتاب از حال بد به حال خوب نوشته دکتر دیوید برنز و ترجمه مهدی قراچه داغی )

ا- تفکر هیچ چیز یا همه چیز:

مثلا  زنی که رژیم لاغری گرفته بود پس از خوردن یک قاشق بستنی گفت: برنامه لاغری من دود شد و به هوا رفت. با این تفکر یک ظرف بزرگ بستنی رو تا آخر خورد.

2- تعمیم مبالغه آمیز :

 مانند راننده ای که در حال رانندگی پرنده ای به شیشه ماشینش خورد و گفت من خیلی بد شانسم پرنده ها همیشه به شیشه ماشین من می خورن.

3-فیلتر ذهنی:

تحت یک حادثه منفی همه چیز رو تار می بینید. وقتی همکارتون از شما انتقاد میکنه همه گفته های مثبت او رو از یاد می برید.

4-بی توجهی به امر مثبت:

با بی ارزش شمردن تجربه های مثبت اصرار بر مهم نبودن آن ها می کنید. این امر شادی رو از زندگی شما میگیره.

5-نتیجه گیری شتابزده:

1- ذهن خوانی : بدون بررسی کافی نتیجه می گیرید که کسی در برخورد با شما واکنش منفی نشان میدهد.

2-پیشگویی: بدون بررسی می گویید از عهده این کار بر نمی آیم. و مانند آن.

6-درشت نمایی :

مشکلات خود را در ذهن بزرگ و امور مثبت خود را کوچک جلوه می دهید.

7-استدلال احساسی:

 از احساس خود نتیجه گیری می کنیم . مثلا احساس نا امیدی می کنم پس حتما شکست خورده هستم و زندگی ام خوب نخواهد شد.

8-بایدها:

مثلا وقتی یک  قطعه  دشوار پیانو را می نوازید و مثل بقیه اشتباه می کنید. به خودتون میگید نباید این قدر اشتباه می کردم.این باعث احساس نا امیدی در شما میشه.

9-بر چسب زدن:

 مثلا به جای این که بگویید اشتباه کردم میگید :من بازنده هستم.

10- شخصی سازی و سرزنش:

 مانند این که وقتی مادری از معلم فرزندش  شنید فرزندش درس نمی خوو نه خودشو مقصر دونست


 
می خواهی در مسیر لذت حرکت کنی یا در مسیر تلخی ها؟
ساعت ۱٠:۱۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٤/٢٤ 


ببین اگر خوب دقت کنی.می فهمی همانطور که زمین در حال حرکت هست.ما آدم ها هم در حال حرکت هستیم ما هم مانند راننده ای در یک مسیر داریم حرکت می کنیم. خب مثل هر مسیر دیگه ای مسیر ما هم مقصد دارد. منتها خدا این شانس رو به ما داده که اول جاده نباشیم  و ما در یک نقطه مبدا ( شبیه نقطه صفر در نموداری که یک طرف اون مثبت ها و یک طرف اون منفی هاست .) قرار داریم. دلیل این ادعای من پاک بودن ما در کودکی هست. بنابراین هرچه به طرف خوبی ها میریم (مثبت ها ). از بدی ها دور میشیم (منفی ها ).لذت بردن در نمودار در طرف منفی ها قرار داره یا مثبت ها ؟ فکر کنم قبول داریم در طرف مثبت ها پس اگر تو زندگی از بدی ها دور بشیم به لذت بردن نزدیک میشیم. حالا دوست داری لذت ببری یا نه؟ اگه دوست داری  لذت ببری .خودتو در نمودار به مثبت ها برسون. ضمنا ما نمی تونیم تو نقطه صفر بمونیم. میدونی چرا؟ چون گفتم در حال حرکت هستیم .ممکنه طرف بدی ها قرار بگیریم یا مثبت ها.( چون تو عمرمون هم بدی و هم خوبی انجام داده ایم و با توجه به در حال حرکت بودن ما امکان نداره مانند کودکی صفر باشیم یا میزان بدی هایمان بیشتر است که در نمودار طرف منفی ها قرار می گیریم یا میزان خوبی هامون بیشتر هست که طرف مثبت ها قرار می گیریم.) اگر از زندگی لذت نمی بری اگر احساس نا امیدی میکنی.اگر حال خوبی نداری بدون  که تو نمودار زندگی در طرف منفی ها قرار داری.برای لذت بردن بیا طرف مثبت ها. برای این کار سعی کن رفتار های مثبت انجام بدی و از رفتارهای منفی فاصله بگیری.قطب مثبت در واقع خداست که طبق نظر مولوی اصل وجود ما از اون جاست (نیستان در شعر مولوی ) و قطب منفی شیطون هست که مثل ویروس در کامپیوتر وجود ما قرار میگیره و ضد برنامه های ریخته شده توسط خداوند عمل میکنه (رفتارهای خلاف اصل وجود ما ) در اصل وجود ما .لذت بردن از زندگی مثل یک فایل قرار داره شیطون تو این فایل مثل ویروس نفوذ میکنه و ما رو از لذت های واقعی مثل مهربانی  با هم . لذت بردن با هم .شکوفایی استعداد هامون.خوش بینی .خوشحالی از موفقیت فامیل های دورمون ( بقیه آدم ها ).لذت بردن از تشکیل خانواده و داشتن فرزند و و لذت بردن از پرورش فرزند . محبت به همسر . محبت به همه فامیل های دور ( بقیه آدم ها ).لذت مناجات و درد دل با معبود و با اصل وجودمون. و همه امور مثبت و لذت های واقعی موجود در فایل وجودمون محروم میکنه و به جای این لذت های واقعی فایل ویروسی خودشو قرار میده  که تو اون لذت های ویروسی قرار دارن مانند: سکس بدون خانواده .ماده مخدر.مشروب.دزدی کلاهبرداری .فقط فکر خود بودن .بدبینی .حسادت. و همه امور منفی.   اولین قدم مثبت اندیشی هست پس شک نکن.


 
به پرشین بلاگ خوش آمدید
ساعت ٩:۳٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٤/٢٤ 
بنام خدا

كاربر گرامي

با سلام و احترام

پيوستن شما را به خانواده بزرگ وبلاگنويسان فارسي خوش آمد ميگوييم.
شما ميتوانيد براي آشنايي بيشتر با خدمات سايت به آدرس هاي زير مراجعه كنيد:

http://help.persianblog.ir براي راهنمايي و آموزش
http://news.persianblog.ir اخبار سايت براي اطلاع از
http://fans.persianblog.ir براي همكاري داوطلبانه در وبلاگستان
http://persianblog.ir/ourteam.aspx اسامي و لينك وبلاگ هاي تيم مديران سايت

در صورت بروز هر گونه مشكل در استفاده از خدمات سايت ميتوانيد با پست الكترونيكي :
support[at]persianblog.ir

و در صورت مشاهده تخلف با آدرس الكترونيكي
abuse[at]persianblog.ir
تماس حاصل فرماييد.

همچنين پيشنهاد ميكنيم با عضويت در جامعه مجازي ماي پرديس از خدمات اين سايت ارزشمند استفاده كنيد:
http://mypardis.com


با تشكر

مدير گروه سايتهاي پرشين بلاگ
مهدي بوترابي

http://ariagostar.com
کلمات کلیدی: