چرا در مورد روابط با نامحرم سخت گیری شده است
ساعت ۸:٤٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٩/۱٠ 

بعضی ها ادعا می کنند که اسلام در مورد روابط با نامحرم سخت گرفته است و این که هر نوع دوستی با نامحرم گناه است سختگیری است.به فرض این که نوع احکام اسلام را در این موارد سختگیرانه بدانیم،اسلام در این موارد مثل معلم و استادی توانا و دارای تدبیر و البته دلسوز عمل کرده است.چرا که استادی که بر فرد یادگیرنده سست عمل کند و از او کار و تلاش نخواهد شاگردش هیچ چیز نخواهد شد حال چه در عرصه علم یا ورزش یا هنر یا هر چیز دیگر.

اون شاگردی به موفقیت می رسد که استادی با تدبیر و دلسوز بالای سر داره و ازش میخواهد در برهه زمانی مشخص مقدار مشخصی کار رو انجام بده و اون استادی که شاگرد رو به حال خودش رها می کند ازش کار نمیخواد مثلا یک مربی فوتبالی که از فوتبالیستش نمیپرسه دیشب ساعت چند خوابیده چقدر غذا خورده و بهش برنامه تغذیه و برنامه های رفتاری نمیده که مثلا تا دیر وقت بیدار نمونه اون شاگردش هیچی نمیشه.اگه خدا رابطه با نامحرم رو سخت گرفته مثل اون معلم دلسوز و مدبر عمل کرده.خدا خودش میدونه چی درست کرده اولا میدونه موجودی ساخته سرشار از نیازهای مختلف روانی عاطفی و جنسی و از طرف دیگر این نیازها باید ارضا بشه و از طرفی هدف از خلق و آفرینش این نیازها تنها ارضای اونها نیست هدف تشکیل خانواده و تولید نسل است و نه ارضا.پس تنها راه ارضای این نیازهارو ازدواج و فقط ازدواج قرار داده است.

در واقع وجود این نیاز ها ضامن بقای نسل و تشکیل خانواده است.چه بسا اگر خداوند این نیازها رو خلق نمیکرد کسی به فکر تشکیل خانواده و ازدواج نمی افتاد.در واقع وجود این نیازها بهانه ای برای تشکیل خانواده و تولید نسل است.پس یکی از دلایل سختگیری های خداوند در این زمینه این است که انسان ها در زمان ظهور و بروز این نیازها فقط به فکر ازدواج بیفتند و به خطا نروند.این نیازها و ارضای اون هدف نیست بلکه این نیاز ها فقط وسیله است وسیله ای برای ادامه حیات و بقای انسان.وقتی تنها راه ارضای این نیازها ازدواج باشد دیگه شخص تمایل پیدا میکنه به ازدواج آسان هم خودش و هم خانواده اش.دیگه معیار اصلی میشود پاکدامنی و ایمان و اخلاق و اگر این معیارها در شخص باشد در مورد معیار های دیگر خیلی سختگیرانه عمل نمی کند چون تنها راه ارضای نیازهایش ازدواج است.

در نتیجه ما شاهد جامعه ای متشکل از خانواده ها و روابط خانوادگی و سالم هستیم در واقع تنها دوستی که میشه بهش بگیم دوستی سالم ازدواج است هر چه غیر آن ناسالم و دور از راه خدا و انسانیت است چون هدف خلقت از این نیازها فقط ازدواج است پس هرچیزی غیر از آن ابدا و اصلا سالم نخواهد بود.

و اما این سختگیری ها در بعد از ازدواج هم دارای فایده است وقتی تنها راه ارضای نیازهای عاطفی و جنسی ازدواج باشد و فرد به این مقید باشه دیگه فقط با همسر خود این نیازها رو برطرف می کند و با تمرینی که قبل از ازدواج داشته(با گوش کردن به دستور خدا و ترک هر نوع دوستی با نامحرم و اگه اهلش بوده با توبه کردن از این کارها)بعد از ازدواج نیز به همسر خود وفادار می ماندودر واقع سختگیری خداوند نه تنها ضامن بقای نهاد خانواده و ترغیب افراد به تشکیل خانواده است بلکه ضامن بقای محبت و وفاداری به همسر است.واقعا اگر در مورد احکام خدا دقت کنیم و فکر کنیم می بینیم خدا بهترینها رو برای ما میخواد.به خدا اعتماد کنیم.

و اما کسانی که نیازها در آن ها حلول کرده و به دلایلی اعم از سن کم یا شرایط دیگر امکان ازدواج ندارند آیا این دلیل می شود از راه غیر ازدواج خود را تامین کنند؟جواب این سوال منفی است.این نیازها بروز کرده و امکان ازدواج عقلا و منطقا نیست مثلا سنش خیلی خیلی کمه.نه این که کسی شاغل است و یا امید می رود در اینده نزدیک شاغل می شود از ازدواج سر باز زند چرا که خداوند فرموده بر من توکل کنید و از من یاری جویید که ملکوت آسمانها و زمین در دست اوست.اما اگر واقعا کسی هست که سنش کمه یا واقعا واقعا شرایطو نداره او باید به دستور آیه ٣٣ سوره نور عمل کند که فرموده کسانی که امکان ازدواج ندارند عفت پیشه کنند که خداوند آنها را از فضل خود بی نیاز می کند.و چه نیکوست و چه زیبا من انسان در جاده خدا حرکت کنم و بگم خدایا هرچی تو گفتی گوش کردم و اگر شیطانی زمانی مارو اغفال کرد توبه کنیم که خدا توبه ی توبه کاران را قبول می کند.

و اما آنانی که نه ازدواج می کنند و نه راه عفت پیش می گیرند به این اشعار مولوی و تفسیرش نگاه کنند.

در این بازار عطاران مرو هر سو چو بیکاران

به دکان کسی بنشین که در دکان شکر دارد

منظورش اینه که بیخود علاف نگرد این که امروز با این دوست باشی فردا با اون این برات نون و آب نمیشه.همون که نیازها رو آفریده راه ارضاشو ازدواج گذاشته و اصلا این نیازها وسیله و بهانه ای برای ازدواج است.بیخودی برای ارضای این نیازها علاف اینو اون نشو.

ترازو گر نداری پس تورا زو رهزند هر کس

یکی قلبی بیاراید تو پنداری که زر دارد

بدون قانون بدون خط کش بدون آیین نامه بدون سنگ محک بدون ترازو کاری رو انجام نده.به میل خودت به هوای نفس خودت کاری رو انجام نده که اگر انجام بدی آخرش سرت کلاه میره.برای من انسان قانون خدا راهگشاست و خدا هم فرموده که چکار کنم گفته یا ازدواج کنم یا عفت خودمو حفظ کنم. هر کار غیر از اون کنم سرم کلاه رفته.عین کسی که بدون ترازو و سنگ محک بره بازار و بخواد طلا بخره یک نفر یه جنس تقلبی(یکی قلبی بیاراید) و چون سنگ محک خیال میکنه طلاست و سرش کلاه میره عین همونایی که به روابط خودشون و دوست پسرهاشون میگن عاشقانه.عشق بزرگتر از آن است که در این روابط بگنجد همون طلا قلابیه که طرف بهشون انداخته.

به هر دیگی که می جوشد میاور کاسه و منشین

که هر دیگی که می جوشد درون چیزی دگر دارد

به هر راهی متوسل نشو برای درمان و ارضای خودت.بله ازدواج هم دیگه و دوستی با نامحرم هم دیگه اما تو هر دیگی غذا نمیجوشه تو دیگ دوستی با نامحرم سم میجوشه نه غذا.

 


کلمات کلیدی: عشق ، نامحرم ، جنس مخالف ، ازدواج