مراقبت از خود: راه رسیدن به خدا:راه پیشرفت انسان
ساعت ٩:٢٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٢٢ 

ذره ای از خاک در درون بیابان ها در اثر فراوری تبدیل به سیمان و میشه و سیمان باعث ایجاد ساختمانی بزرگ.قابلیت رشد در موجودات بی جان.

بذری که در خاک می رود و رشد می کند، ریشه می دواند، از خاک بیرون می آید و بالا می رود و شاخه می کند و باز بالا می رود و انقدر که سایه می گستراند و در نهایت میوه می دهد و در آن میوه ها دانه هایی شبیه بذر اولیه وجود دارد.این همه توانایی و استعداد رشد و گسترش در درون یک بذر کوچک وجوداره.بذری که به اندازه بند انگشت هم نبود اکنون به درختی تنومند تبدیل شده که صدها میوه داده که درون هر میوه دهها بذر عین بذر اولیه تولید شده.قابلیت رشد در گیاهان

تخم پرنده ای که به جوجه و در نهایت به پرنده تبدیل میشه و اون پرنده عامل تکثیر هزاران پرنده میشه.قابلیت رشد در حیوانات.

قطراتی از مایع مرد و زن تبدیل به جنین میشه و جنین تبدیل به کودک و کودک تبدیل به بزرگسال و این بزرگسال پدر و پدر بزرگ هزاران بلکه صدها هزار انسان دیگر.قطراتی ناچیز انچنان استعداد رشد رو دارند که جامعه ای از انسانها را ایجاد می کنند.مغز انسان با پیچیدگی های و ظرافت ها و دنیای بزرگی که در درون خود داره قابلیت رشد و استعداد بیشتری رو برای انسانها نسبت به گیاهان و حیوانات ایجاد میکنه.دانشمندانی که با ابتکارات علمی خود و بر جای گذاشتن اونها زمینه توسعه علم رو در نسلهای بعد ایجاد میکنن.ابداع برق زمینه ابداع صنایع الکترونیک و کامپیوتر و صنایع فعلی زمینه ابداع صنایع بعدی و در درون همان قطرات ریز و ناچیز استعداد رشدی اینچنین وجود داره.قابلیت رشد در انسانها.

همه ذرات هستی قابلیت رشد و توسعه دارند و این در درون همه ذرات هستی وجود داره.اما هر ذره ای برای پیشرفت و بزرگ شدن و مفیدتر شدن نیاز به شرایط و پیروی از قانونی خاص داره.نیاز به نوعی از مراقبت هست تا ذره ای پیشرفت کنه.

خاک سیلیس در صورتی سیمان میشه که در کارخانه سیمان یک سری اعمال خاص طبق قوانین خاص روی اون انجام بشه. بذر در صورتی درخت میشه که زیر خاک بره و اب و مواد لازم داشته باشه و تخم پرنده در شرایط دمایی خاص و با مراقبت والدین رشد کنه و همینطور جنین انسان.

انسان را نمی توان با ذره ای خاک سیلیس یا گیاه یا پرنده مقایسه کرد،به فرض که تمام موارد مذکور به قابلیت رشد خود نرسند اتفاقی نمیفته.اما در مورد انسان با جهانی بزرگ در درونش و با قابلیت رشد وصف ناپذیرش مساله متفاوت است.

نهایت پیشرفت ادم در بزرگ شدن جسمی نخواهد بود چنانکه پیری و مرگ اجتناب ناپذیر است.نهایت پیشرفت ادم توسعه علم و تسهیل زندگی هم نخواهد بود چنانکه نهایت کار ادمی مرگ است بلکه نهایت پیشرفت ادمی جاودانگی است و رسیدن به نزدیکی جاودانه ترین یعنی خداوند است.

 و خداوند برای انسان قوانینی قرار داده در جهت تقرب و نزدیکی و انسان برای رسیدن به نهایت پیشرفتگی خود باید انچنان که پرنده از تخم خود مراقبت می کند از نفس خود مراقبت کند. و نزدیک شدن به فرمانروای جهان هستی که مالک و حاکم تمام اسمانها و زمین است موفقیت کمی برای انسان نخواهد بود. و انگونه شویم که فرمانروای جهان هستی با من ببینید و با من بشنود(بی یسمع و بی یبصر) و اراده کنیم و بشود.انچنان جذب خداوند بشیم که در جهان هستی معجزه کنیم و هرچه کنیم بشود.

چقدر مراقب خود هستیم؟مراقب افکار خود که به دیگران بدگمان نباشیم.مراقب گفتار خود که نرجانیم و دشنام ندهیم و غیبت و تهمت نزنیم و دروغ نگوییم و بانامحرم شوخی نکنیم و دو به هم زنی نکنیم و مراقب اعمال خود که گناه نکنیم. و در طول روز چقدر با تابش نور خدا دل خود را پرورش می دهیم؟عین تابش افتاب برای بذر. و نماز برای بذرهایی مثل ما عین اب و افتاب است برای گیاهان.

نخواندن نماز یا بد خواندن نماز مساوی است با نرسیدن اب و افتاب به بذر وجودت و در نهایت خشکیدگی که مساوی است با نابودی ات.

و انسان بدون سعی چیزی نخواهد بود(لیس الانسان الا ما سعی) برای پیشرفت نیاز به سعی داریم و قبل از اون نیاز به توجه به خود.این که دقیقه ای فکر کنیم که نهایت کار ما در این دنیا چیه ایا زیر خاک رفتنه؟چقدر برای جاودانه شدن که همون نزدیکی به خداست تلاش کرده ایم؟

وجود ما عین همون بذر هست اگه مراقبش نباشیم درخت نمیشه.اگه مراقب خود نباشیم عین بذری میشیم که زیر خاک رفته و اب بهش نرسیده و میخشکه.